|
۰۵ اسفند ۱۳۸۶ |
|
در ميان بني اسرائيل جوان فاسقي بود كه اهل شهر از فسق و فجور او به تنگ آمدند و از دست او به پروردگار خود شكايت كردند. خطاب الهي به موسي رسيد كه آن جوان را از شهر بيرون كن كه به واسطه او، آتش غضب الهي بر اهل شهر نازل آيد. حضرت موسي (ع) آن جوان را به قريه اي از قراي آن بلد تبعيد كرد. خطاب آمد كه او را از آن قريه نيز بيرون كن، موسي (ع) او را از آن قريه اخراج كرد. آن جوان رفت به مغاره كوهي كه در آن نه انسان و نه حيوان و نه زراعتي بود. بعد از مدتي در آن مغاره مرض شد، نزد او كسي نبود كه از او نگهداري و پرستاري نمايد. صورتش را روي خاكها گذارد و عرض كرد: پروردگارا ! اگر مادرم بر بالينم حاضر بود هر آينه بر غربت و ذلت من ترحم و گريه مي كرد و اگر پدر بر بالينم بود بعد از مردن مرا غسل مي داد و كفن مي كرد و به خاك مي سپرد و اگر زن و بجه ام در كنارم بودند، برايم گريه مي كردند. بعد عرض كرد: پروردگارا ! بين من و پدر و مادر و زن و بچه ام جدايي انداختي، مرا از رحمت خود نا اميد نفرما و چنانكه قلبم را از دوري خاندانم سوزاندي، مرا به خاطر گناهانم به آتش غضب مسوزان.
ارسال یادداشت (1یادداشت) |
|
ادامه مطلب ...
|
|
|
۰۲ اسفند ۱۳۸۶ |
|
مرجع بزرگ تقليد آيت الله العظمي وحيد بهبهاني (ره) در كربلا سكونت داشت، و داراي حوزه درسي بود و شاگردان بسياري داشت. يكي از شاگران برجسته او به نام مولا محمد كاظم هزار جريبي نقل مي كند: من در مجلس درس آيت الله وحيد بهبهاني در مسجد پايين صحن مقدس كربلا حضور داشتم، ناگاه مردي كه از زوار غريب بود، نزد آيت الله بهبهاني آمد و نشست و دست ايشان را بوسيد، و يك دستمال بسته كه در ميان آن، طلاهاي زنانه بود نزد آيت الله بهبهاني نهاد، و عرض كرد، اين طلاها را در هر جا كه صلاح ديديد، به مصرف برسانيد. آيت الله : اين طلاها از كجا به دست آمده، ماجرايش چيست؟ زائر غريب : اين طلاها، داستان عجيبي دارد، اگر اجازه بفرماييد بيان كنم. آيت الله : بيان كن. زائر غريب : من از اهالي شيروان (يا دربند) هستم، به يكي از بلاد روسيه مسافرت كردم، و در آنجا تجارت و بازرگاني مي نمودم، و ثروت كلاني به دست آوردم، در آنجا چشمم به دختري زيبا چهره افتاد، شيفته جمال او شدم ؛
ارسال یادداشت (11یادداشت) |
|
ادامه مطلب ...
|
|
|
۳۰ بهمن ۱۳۸۶ |
|
پرسش : چه كساني و تحت چه شرايطي مي توانند امام زمان عليه السلام را ملاقات كنند؟ پاسخ : منظور از غيبت امام زمان عليه السلام غيبت شخص و جسم نيست، بلكه غيبت عنوان است، كه در اين صورت، ديدار و رويارويي با آن حضرت به سه صورت ممكن است پيش آيد: 1- ديدار حضرت مهدي عليه السلام با عنوان غير واقعي ايشان، به طوري كه كاملا براي ديدار كننده، ناشناس باشند. اين گونه ديدار، و به فراواني به طور دايم، براي كساني كه در محل زندگي ايشان سكونت دارند، و يا افرادي كه با ايشان برخورد مي نمايند، روي مي دهد. 2- ديدار با آن حضرت در عنوان حقيقي ايشان، بدون اينكه اين امر را ملاقات كننده (مگر پس از پايان گرفتن ديدار) متوجه باشد. اين همان حالتي است كه اكثر ديدارهاي نقل شده را شامل مي شود. 3- ديدار با آن حضرت با عنوان حقيقي ايشان، در حالي كه ديدار كننده نيز در اثناي ملاقات متوجه اين امر باشد. اين گونه ديدار در اخبار مشاهده و ديدار بسيار كم نقل شده است.
ارسال یادداشت (8یادداشت) |
|
ادامه مطلب ...
|
|
|
|
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > آخر >>
|
| نتایج 7 - 12 از 63 |