صفحه اصلی arrow شيطان شناسي arrow شيطان او را از دعا كردن خاموش كرد
 
جديدترين ها
   
 
شيطان او را از دعا كردن خاموش كرد چاپ ارسال به دوست
رای کاربران: / 3
ضعیفعالی 
۲۷ بهمن ۱۳۸۶

يوسف زهراشخصي همواره در دل شب با سوز و گداز خدا را مي خواند. كامش با لفظ «الله الله» شيرين بود. اين حالت روحاني بر شيطان سخت آمد.

پيش وي رفت و گفت: اي پررو ! تو كه مي بيني خداوند، در برابر دعاها و اصرار تو لبيكي نمي گويد، چرا اين قدر لجاجت مي كني؟ بس است، دعا كردن را رها كن و پي كار خود برو.

آن مرد بي چاره از القاي شيطان، افسرده گشت و دعا را رها كرد. او در خواب خضر را در باغي سبز و خرم ديد. خضر به او گفت: چه شد؟ چرا ديگر الله الله نمي گويي؟ در جواي گفت: من هر چه خدا را بيشتر مي خوانم جوابم را نمي دهد.


حضرت خضر گفت: خداوند، به من فرمود: به تو بگويم: مگر بايد جواب خدا را از در و ديوار بشنوي؟ همين كه الله الله مي گويي، جذبه خدايي تو را به سوي خود مي خواند و همين لبيك گفتن خدا به تو است.

نيز گفت: اي بنده خدا ! خداوند متعال به فرعون جاه و جلال داد تا او دست به دعا بر ندارد و خداوند ناله او را نشنود.

پس از عزيز و اي مومن ! بدان كه همان سوز و گداز تو، دليل بر راه يابي و پذيرش توبه تو است.

 

مولانا اين داستان را چه زيبا سروده :

آن يكي الله مي گفتي شبي --- تا كه شيرين مي شد از ذكرش لبي

گفت: شيطان آخر اي بسيار گو --- اين همه الله را لبيك مگو

گفت: شيطانش خمش اي سخت رو --- چند گويي آخر اي بسيار گو

مي نيايد يك جواب از پيش تخت --- چند الله مي زني با روي سخت

او شكسته دل شد و بنهاد سر --- ديده او در خواب خضر را در خضر

گفت: همين از ذكر چون وامانده --- چون پشيماني از آن گش خوانده

گفت: لبيكم نمي آيد جواب --- ز آن همي ترسم كه باشم رد باب

گفت: او را كه خدا اين گفت به من --- كه برو با او بگو ممتحن

گفت، آن الله تو لبيك ماست --- و آن نياز درد سوزت پيك ماست

حيله ها و چاره جوييهاي تو --- جذب ما بود و گشاد اي پاي تو

ترس عشق تو كمند لطف ماست --- زير هر يا رب گفتنت دستور ماست

جان جاهل زين دعا جز دور نيست --- ز آن كه يا رب گفتنش دستور نيست

بر دهان و بر لبش قفلست و بند --- تا ننالد با خدا وقت گزند

داد مر فرعون را صد ملك و مال --- تا بكر او دعوي عز و جلال

در همه عمرش نديد او درد سر --- تا ننالد سوي حق آن دهان

داد او را جمله ملك اين جهان --- حق ندادش درد و رنج و آن دهان

درد آمد بهتر از ملك جهان --- تا به خواني مر خدا را در نهان

خواندن بي درد از افسردگيست --- خواندن با درد از دل بردگيست


یادداشت های بازدیدکنندگان

نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۶-۱۲-۰۲ ۱۴:۳۱:۱۸
هنگامی که دانسان اشکی از سر شوق میریزد احساس میکند که دیگ هیچ چیز برای خود از خدا نمیخواهد الا لقایوی را واین اوج لذت در برابر لبیک الله

نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۶-۱۲-۱۶ ۲۲:۳۳:۱۸
من به این خرافات اعتقاد ندارم.

نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۷-۰۳-۲۰ ۱۳:۴۳:۰۷
خیلی زیبا داستان بیان شده از داستان عمر بهتر است

نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۷-۰۶-۲۱ ۲۰:۲۳:۴۲
نعوذ بالله من الشیطان الرجیم

نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۷-۰۷-۰۱ ۲۱:۰۰:۰۶
بازم ميشه ازاين داستان ها بزاريد

بررسی امنیتی. لطفا کد امنیتی را وارد کنید گوش دادن به کد