| شيطان و صوفي |
|
|
| ۲۲ دي ۱۳۸۶ | ||
|
روزي « علي بن محمد صوفي » شيطان را ديد. آن ملعون از صوفي پرسيد : چه كسي هستي؟ جواب داد : من از فرزندان آدم (ع) هستم. شيطان گفت: لا اله الا الله تو از قومي هستي كه گمان مي كنند از دوستان خدايند، در حالي كه معصيت او را مي كنند ، مي پندارند از دشمنان شيطان اند در حالي كه اطاعت او را مي نمايند. صوفي گفت : تو چه كسي هستي ؟ جواب داد: من صاحب قدرت و اسم بزرگ و طبل عظيم هستم. من قاتل هابيلم، سوار شوند در كشتي نوحم، پي كننده ناقه صالحم، روشن كننده آتش ابراهيمم، طراح قتل يحيايم، غرق كننده قوم فرعون در رود نيلم، به حركت آورنده وسائل سحر و جادو در برابر موسايم، سازنده گوساله سامري بني اسرائيلم، من سازنده و صاحب اره بر فرق زكريايم، حركت كننده با لشكر ابرهه براي خراب كردن خانه كعبه با فيلانم، طراح قتل پيامبر اسلام در احد و حنينم، به وجود آورنده لشكر صفينم، من القا كننده و به وجود آورنده حسد روز سقيفه در قلوب منافقانم. من صاحب هودج در روز جنگ بصره و بعيرم، من شتر عايشه در روز جملم، دشنام دهنده در روز عاشورا به مومنانم، من امام و رهبر ، پيشوا و دستور دهنده منافقانم، من بزرگ عهد و پيمان شكنانم، من ركن و ستون ظالمانم، گمراه كننده مارقينم، نابود كننده اولينم، به انحراف كشنده و گمراه كننده آخرينم ، نه مخلوق از گل بلكه خلق شده از آتشم، غضب شونده رب العالمينم، من لعنت و رانده شده خدا و فرشتگان و جن و انس و همه مخلوقاتم. صوفي گفت : تو را به حق آن خدايي كه به گردن تو حق دارد، مرا راهنمايي كن بر عملي كه به واسطه آن تقرب به خدا پيدا كنم و به واسطه آن در مشكلات روزگارم كمك بگيرم. شيطان گفت : در دنيا به آن چه تو را كفايت كند قانع باش و كمك بگير بر آخرت خود به دوستي علي بن ابي طالب و دشمن باش با دشمنان او . به درستي كه من عبادت كردم خدا را در هفت آسمان و معصيت نمودم او را در هفت زمين، نيافتم هيچ ملك مقربي و نه نبي مرسلي را مگر اين كه به واسطه دوستي علي عليه السلام به خدا نزديك شده باشد. صوفي مي گويد : ناگهان از پيش چشمم غايب شد. آمدم پيش امام باقر عليه السلام و اين خبر را براي ايشان گفتم حضرت فرمود: آن ملعون شيطان بود كه به زبان ايمان آورد و در قلب خود كافر شده است.
|
||

همه مي خواهند كارهاي بزرگي را كه شيطان انجام مي دهد ، بشناسند و پي به حقيقت و ذات كثيف او ببرند و بدانند خيانت ها و جنايت هاي او تا جه اندازه بوده است. لذا داستاني را كه در ضمن آن ،شيطان خود را معرفي كرده مي آوريم.