صفحه اصلی arrow عاقبت بخيران عالم arrow مرا از خدايي تو ننگ و عار مي آيد
 
جديدترين ها
   
 
مرا از خدايي تو ننگ و عار مي آيد چاپ ارسال به دوست
رای کاربران: / 0
ضعیفعالی 
۱۴ دي ۱۳۸۶

يوسف زهرااو شش صد سال بود كه در كفر و زندقه بسر مي برد و آشكارا گناه مي كرد. روزي حضرت موسي (ع) براي مناجات با خداوند بزرگ به كوه طور مي رفت كه با او برخورد نمود.

از موسي پرسيد : به كجا مي روي ؟

موسي گفت : براي راز و نياز و مناجات با خداوند سبحان مي روم.

گفت : براي خداي تو پيامي دارم كه از تو مي خواهم حتما به او بگويي . موسي قبول كرد .

گفت : يا موسي به خداي خود بگو : مرا از خدايي تو ننگ و عار مي آيد و اگر تو روزي دهنده من هستي ، مرا به روزي تو احتياجي نيست.


حضرت موسي (ع) از حرفهاي او پريشان و ناراحت شد و بدون اين كه چيزي به او بگويد ، به طرف كوه طور روانه شد. پس از اتمام مناجات ، شرم داشت كه حرفهاي آن كافر را به خداوند بگويد كه ناگاه خطاب آمد :

اي موسي ! چرا پيام بنده مرا كه با ما بيگانگي مي كند و از خدايي ما اعتراض دارد ، نرسانيدي ؟

موسي (ع) عرض كرد : خداوندا ! خودت بهتر مي داني كه چه گفت.

خداوند بزرگ فرمود : اي موسي ! به او بگو : اگر تو از خدايي ما ننگ و عار داري ، ما را از بندگي تو ننگ و عار نيست و اگر تو روزي ما نخواهي ما بدون درخواست تو ، به تو روزي مي رسانيم.

موسي (ع) از كوه برگشت و پيام الهي را به آن كافر عاصي رسانيد.

چون او پيام خدا را شنيد سر خود را به زير انداخت و ساعتي در فكر فرو رفت و آنگاه سر خود را بلند كرد و گفت :

اي موسي ! پروردگار ما بزرگ پادشاهي است ، كريم بنده نوازي است ، افسوس كه من عمرم را ضايع كردم و روزگارم را به بطالت گذرانيدم . اي موسي ! دين خود و راه حق را به من عرضه فرما.

موسي (ع) دين حق را به او عرضه داشت و او يگانگي خدا را اقرار كرد و به سجده رفت و در همان حال جان به جان آفرين تسليم كرد و روح او را به عليين بردند.


یادداشت های بازدیدکنندگان

نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۶-۱۰-۱۵ ۱۲:۰۷:۳۱
"یا لطیف" 
سلام 
 
[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] 
خسته نباشی. 
عالي بود. 
 
[گل][گل][گل][گل][گل][گل] 
با تو ميگويم www.najvabato.blogfa.com  

نویسنده مهمان در تاریخ ۱۳۸۶-۱۰-۱۵ ۱۲:۴۹:۰۷
`*.¸.*´ 
¸.•´¸.•*¨) ¸.•*¨) 
(¸.•´ (¸.•´ .•´ ¸¸.•¨¯`• 
_____****__________**** 
___***____***____***__ *** 
__***________****_______*** 
_***__________**_________*** 
_***_____________________*** 
_***______سلام آپيدم ______*** 
__***___________________*** 
___***______بدو بيا _____*** 
____***______________ *** 
______***___________*** 
________***_______*** 
__________***___*** 
____________***** 
_____________*** 
______________* 
 
هر جا نشستيم اسمي از فرهاد برديم ، اما خود مرام عشق را از ياد برديم . 

بررسی امنیتی. لطفا کد امنیتی را وارد کنید گوش دادن به کد