| يك صلوات برابر با ده هزار صلوات |
|
|
| ۱۲ دي ۱۳۸۶ | ||||
|
آن حضرت فرمود : برو نزد محمود سبكتكين و آن مبلغ را از او بستان ؛ عرض كردم : شايد از من باور نكند و نشان طلبد. فرمود : به او بگو به آن نشان كه در اول شب ، سي هزار مرتبه بر من صلوات مي فرستد و در آخر شب ، سي هزار مرتبه ديگر بر من صلوات مي فرستد ؛ سلطان محمود از شنيدن اين خواب به گريه آمد و تصديق كرد و قرض او را ادا كرد و هزار درهم ديگر نيز به او بخشيد ؛ اصرافيان سلطان تعجب كردند و گفتند : اي سلطان ، حرف هاي اين مرد را چگونه تصديق مي كني و حال آن كه ما در اول شب و آخر شب با تو هستيم و نمي بينيم كه به فرستادن صلوات مشغول باشي و اگر كسي در تمام اوقات شبانه روز به فرستادن صلوات مشغول باشد ، نمي تواند كه شصت هزار صلوات بفرستد. سلطان محمود گفت : من از علما شنيده ام كه هر كه يك بار اين صلوات را بفرستد گويا چنان است كه ده هزار مرتبه صلوات فرستاده است و من در اول شب سه مرتبه و در آخر شب نيز سه مرتبه اين صلوات را مي خوانم . پس اين شخص كه پيغام آن حضرت را آورده درست و راست مي گويد و اين گريه من از شادي است . اين صلوات چنين است: اللهُمَّ صَلِّ عَلي سَيِّدِنا وَ نَبيِّنا مُحَمَّدٍ وَ آلِه ، مَا اخْتَلَفَ الْمَلَوانِ وَ تَعاقَبَ الْعَصْرانِ وَ كَرَّ الْجَديدانِ وَ الْتَقْبَلَ الْفَرْقَدان وَ بَلِّغْ رُوحَهُ وَ اَرْواحَ اَهْلِ بَيْتِهِ مِنِّي التَّحيَّةَ وَ السَّلامَ خدايا ، درود فرست بر مولاي ما و پيامبر ما محمد و خاندانش ، تا آن گاه كه روز و شب مي آيند و مي روند ، و بامداد و شامگاه پي در پي مي شوند ، و روزان و شبان به دنبال هم مي رسند و آن دو ستاره قطبي بزرگ و كوچك روي مي آورند ؛ و روان او و خاندانش را از سوي من درود و سلام برسان.
|
||||

شخصي نزد سلطان محمود سبكتكين رفت و گفت : مدتي بود كه مي خواستم رسول خدا صلي الله عليه و آْله و سلم را در خواب ببينم و غم خود را برايش بازگو كنم كه سعادت مساعدت نمود و در شب گذشته به اين دولت رسيدم و جمال با كمال آن حضرت را در خواب ديدم و گفتم : يا رسول الله ، هزار درهم قرض دارم و بر اداي آن قادر نيستم ، مي ترسم كه اجل برسد و آن بدهي در گردن من باقي بماند ؛